تبلیغات
امام روح الله (رضوان الله تعالی علیه) - مسابقه چوب حراج زدن به بیت‌المال برای این فوتبال فاسد و عقب‌مانده؟


بیشتر به چه مطالبی علاقه مند هستید؟






» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

 

رجا: تب فوتبال این روزها بالاست، در خارج از ایران جام ملت‌های اروپا و در داخل، فصل نقل و انتقالات باشگاه‌ها؛ به‌طوری كه در شلوغی مسابقات اروپایی، عده‌ای در داخل برای جذب بازیكن و مربی مسابقه گذاشته‌اند و در این مسابقه دیگر چیز زیادی از تعصب سال‌های نه چندان دور فوتبال ایران هم باقی نمانده و جای آن را زد و بندها، بازیكن سالاری كه نه بدتر از آن دلال‌سالاری و در نهایت چوب حراج زدن به بیت‌المال آن‌هم برای فوتبالی گرفته كه طرفداران دوآتیشه‌اش هم از عمق و فراگیری فساد در آن كلافه شده‌اند و برنامه‌های تلویزیونی‌شان وقتی بیشتر از همیشه گل می‌كند كه یك گوشه از این فساد را بالا می‌زنند و برای اینكه بوی تعفنش همه جا را نگیرد، تا مدتی دیگر به‌ویژه در همین ایام نقل و انتقال‌ها كه اوج دلالی‌ها و روابط ناسالم است، كسی سراغ این بحث را نمی‌گیرد....
 

جالب اینجاست كه رقابت برای خرج كردن پول مردم برای تور كردن فلان بازیكن و مربی واقعاً به یك مسابقه تبدیل شده و مسابقه دهندگان هم كه مدیران باشگاه‌ها هستند، سعی می‌كنند هر سال در آغاز فصل نقل و انتقالات، هر چه كه می‌توانند بیشتر خود را مهیای رقابت كنند.

تا اینجای كار ممكن است بگویید خب! این هم یك‌جور مسابقه است دیگر! چه اشكالی دارد كه باشگاه‌ها برای جذب بهترین‌ها با هم رقابت و هزینه كنند، این هم یك رقابت یا بهتر بگوییم یك بازی است مثل بازی‌های دیگر كه كم هم نیستند و عده‌ای را بالاخره دور همی هم كه شده سرگرم می‌كند.

اما شوربختانه صورت مسئله این‌قدرها هم ساده و دم‌دستی نیست. صورت مسئله واقعی از این قرار است، عنایت بفرمایید:

فوتبال ایران داعیه حرفه‌ای شدن دارد؛ خب! فوتبال كه "ف" و "واو" و "ت" و "ب" و "الف" و "لام" است، ‌وقتی قرار است حرفه‌ای شود، یعنی قرار است چه اتفاقی بیفتد،‌ لابد یعنی باید استانداردهای فوتبال در سطوح و رده‌های مختلف از باشگاهی گرفته تا ملی، از نوجوانان تا بزرگسالان، از بازیكن تا مربی تا زیرساخت‌ها حرفه‌ای شوند. دقیقاً همین‌جاست كه وقتی این سؤال مطرح می‌شود كه چگونه باید مسیر "حرفه‌ای شدن" را رفت، اولین، همیشگی‌ترین و بدون دردسرترین جوابی كه هیچ نیازی هم ندارد شما ذهن‌اتان را خیلی درگیر كنید، این است كه فوتبال حرفه‌ای، اقتضائات حرفه‌ای دارد و اقتضای حرفه‌ای هم یعنی پول‌های قلمبه به این فوتبال تزریق شود.

فرض را بر این می‌گیریم كه پول اینجا هم تنها حلّال مشكلات است و لابد عقل كل‌هایی كه این صورت مسئله را می‌نویسند و جوابش را هم خودشان بلدند، كارشان را هم بلدند و اگر پول دست‌شان باشد، این فوتبال حرفه‌ای می‌شود، فعلاً هم به این سؤال -كه البته خیلی هم مهم است- كاری نداریم كه چرا بیشترین افتخارات فوتبال ما چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی در آسیا و جهان برای زمانی بوده كه فوتبال ما اتفاقاً با این تعریف امروزی آن –بخوانید تعریف دلالی-، حرفه‌ای نبوده –بخوانید بهشت دلال‌ها نبوده-.

با این فرض كه با دو تا جمله معترضه فوق واضح است كه فرض غلطی است اما فعلا به نفع آقایان مدعی فوتبال حرفه‌ای با تسامح همین را مبنای بحث می‌گیریم، سؤال بعدی این است كه شیلنگی كه قرار است به این فوتبال وصل شود تا آن‌قدر از آن بخورد كه خوب حرفه‌ای و چاق شود، به كجا باید وصل باشد؟ آیا باید جیب دلال‌هایی كه در دبی و كشورهای اروپایی نشسته‌اند و با تلفن بازیكن جابجا می‌كنند یا در همین فصل نقل و انتقالات سر و كله‌شان پیدا می‌شود، با بیت المال پر شود؟ اصلاً كجای دنیا زوركی از جیب مردم به جیب باشگاه‌ها می‌ریزند كه در كشور ما با بیت المال به این راحتی بازی می‌شود؟ چرا فوتبال ایران با این‌همه ادعای فوتبال حرفه‌ای عرضه جذب چهار تا سرمایه‌گذار را ندارد و دائم چشمش به دست دولت و جیب ملت است؟ وقت ثبت قرارداد كه می‌شود بهانه مبالغ نجومی و میلیاردی،‌"فوتبال حرفه‌ای" است، اما شما را به‌خدا قسم كدام فوتبال حرفه‌ای پیشرفته در دنیا این‌گونه با بودجه عمومی كشور نسبت "انگلی" دارد و دائم از آن تغذیه می‌كند كه اتفاقاً به‌دلیل همین نسبت هم هست كه نه حرفه‌ای می‌شود و نه اشتهایش كم می‌شود بلكه هر سال با اعلام رقم‌های میلیاردی بیشتر سیری‌ناپذیری و این خاصیت انگلی را بیشتر به رخ می‌كشد.

ظریفی نكته جالبی گفت كه فلان بازیكن بی‌سواد در فصل جاری دو میلیارد تومان به‌علاوه یك ماشین 350 میلیون تومانی با یك باشگاه متصل به دولت –بخوانید جیب ملت- قرارداد بسته،‌ در حالی‌كه حقوق یك كارمند نمونه در سال یك صدم قرارداد این بازیكن هم نیست، اما اگر این فوتبال واقعا حرفه‌ای بود و دستش در جیب ملتی نبود كه بسیاری از آن‌ها از فساد در آن متنفرند،‌ نبود، بلكه سعی می‌كرد، حرفه‌ای باشد تا هوادار و سرمایه‌گذار جذب كند و از همین هواداران و سرمایه‌گذاران نیز مانند همه‌ی فوتبال‌های حرفه‌ای در دنیا هزینه‌هایش را تأمین می‌كرد، بالاتر از این رقم‌های میلیاردی هم برای قراردادها توجیه داشت و اشكالی نداشت.

به هر ترتیب، در حال حاضر كه مسابقه جیب‌بری از مردم در باشگاه‌های متصل به دولت برای خریدهای با قراردادهای میلیاردی با شدت هر چه تمام‌تر ادامه دارد و ظاهراً اراده یا توانی هم برای جلوگیری از این مسابقه اتراف و تكاثر و اسراف و خیانت در امانت بیت المال چه از سوی خود افراد دخیل چه از سوی سازمان‌های نظارتی كه در این زمینه وظیفه دارند و از بیت المال برای نظارت و جلوگیری از همین مسائل پول می‌گیرند، وجود ندارد، و همچنین ظاهراً ترسی از آه مردم نیز وجود ندارد، كلام مشهوری از امیرالمؤمنین حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام در نهج البلاغه در مورد حرمت و حساسیت بیت المال بازنشر داده می‌شود تا بلكه برخی از این افراد كه ادعاهای‌شان گوش فلك را هم پاره كرده و بعضاً عناوین مقدسی را هم یدك می‌كشند، لااقل از كلام مولا خجالت بكشند و با این‌گونه دست‌‌اندازی به بیت‌المال مسلمین وزر و وبال‌شان را بیش از این نكنند:

«سوگند به خدا، اگر تمام شب را بر روى خارهاى سعدان (خارى سه شعبه كه خوراك شتران است و سخت گزنده است) به سر ببرم، و یا با غل و زنجیر به این سو یا آن سو كشیده شوم، خوش‏تر دارم تا خدا و پیامبرش را در روز قیامت، در حالى ملاقات كنم كه به بعضى از بندگان ستم، و چیزى از اموال عمومى را غصب كرده باشم. چگونه بر كسى ستم كنم براى نفس خویش، كه به سوى كهنگى و پوسیده شدن پیش مى‏رود، و در خاك، زمانى طولانى اقامت مى‏كند؟

به خدا سوگند، برادرم عقیل را دیدم كه به شدّت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یك من (پیمانه‌ای به وزن سه كیلوگرم) از گندم‏هاى بیت المال را به او ببخشم. كودكانش را دیدم كه از گرسنگى داراى موهاى ژولیده، و رنگ‌شان تیره شده، گویا با نیل رنگ شده بودند. پى در پى مرا دیدار و درخواست خود را تكرار مى‏كرد، چون به گفته‏هاى او گوش دادم، پنداشت كه دین خود را به او واگذار مى‏كنم، و به دل‌خواه او رفتار می‌كنم و از راه و رسم عادلانه خود دست بر مى‏دارم، روزى آهنى را در آتش گداخته به جسمش نزدیك كردم تا او را بیازمایم، پس چونان بیمار از درد فریاد زد و نزدیك بود از حرارت آن بسوزد. به او گفتم، اى عقیل، گریه كنندگان بر تو بگریند، از حرارت آهنى مى‏نالى كه انسانى به بازیچه آن را گرم ساخته است؟ اما مرا به آتش دوزخى مى‏خوانى كه خداى جبارش با خشم خود آن را گداخته است؟ تو از حرارت ناچیز مى‏نالى و من از حرارت آتش الهى ننالم؟ و از این حادثه شگفت آورتر اینكه شب هنگام كسى به دیدار ما آمد و ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم كه گویا آن را با آب دهان مار سمّى، یا قى كرده آن مخلوط كردند! به او گفتم: هدیه است؟ یا زكات یا صدقه؟ كه این دو بر ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حرام است. گفت: نه، نه زكات است نه صدقه، بلكه هدیه است.

گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند، آیا از راه دین وارد شدى كه مرا بفریبى؟ یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدى؟ یا هذیان مى‏گویى؟ به خدا سوگند، اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمان‏هاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم كه پوست جوى را از مورچه‏اى ناروا بگیرم، چنین نخواهم كرد! و همانا این دنیاى آلوده شما نزد من از برگ جویده شده ملخ پست‏تر است! على را با نعمت‏هاى فنا پذیر، و لذّت‌هاى ناپایدار چه كار؟! به خدا پناه مى‏بریم از خفتن عقل، و زشتى لغزش‏ها، و از او یارى مى‏جوییم.» (نهج البلاغة- خطبه 224، ترجمه دشتى، ص: 461)



به این مطلب رای دهید:

به این مطلب امتیاز دهید:    

ن : پوریا بیات
ت : پنجشنبه 1 تیر 1391