تبلیغات
امام روح الله (رضوان الله تعالی علیه) - 12 اصل آفت مدیریت غیر بومی استان


بیشتر به چه مطالبی علاقه مند هستید؟






» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

گام اول هویت‌یابی و احیای ارزش‌ها و قابلیت‌های سرزمینی هر خطه، درک و شناخت منابع انسانی آن است برای همین مدیران غیربومی مهم‌ترین آفت چنین جوامعی ویژگی‌هایی دارند که بی‌ارتباط با استان همدان نیست. با مطالعه این تحلیل به راحتی مصداق‌های مباحث ارائه شده در مدیریت استان از جلوی چشمان شما رژه خواهند رفت!

به گزارش مغرب، طرح قیمومیت استعماری سیر کاپیتولاسیون در مستعمرات، یک نگاه نژاد پرستانه فاشیستی بود که به تدریج به عنوان اصل بین المللی در کشورهای محروم نگهداشته شده گسترده و فراگیر شد. این نوع حاکمیت که برخاسته از صفت‌های نظامی‌گری، برتری‌های قومی و غلبه بود در مقابل خود باختگی یا کم بینی مستعمرات پدید آمد.
 اکنون ظهور این گونه مظاهر استعماری در جلوه‌های دیگری رخ نموده است که ما از آن به آفت مدیران غیر بومی یاد می‌کنیم.
 جوامع دستخوش دگرگونی یا سنتی که دارای اقلیم آب و هوایی دشوارند، تنوع قومی، و کشاورزی معیشتی دارند، بیش از همه در معرض چنین آسیب‌های اجتماعی قرار دارند، ادعایی بلند پروازانه ولی رفتارها و عمل‌های خرد و پیش پا افتاده اقتصادی را شکل داده و جامعه‌ای را به وجود آورده که در آن تحرک اجتماعی مرده و بیگانه‌پرستی فرهنگی معمول گردیده است.
 با بهار انقلاب اسلامی امید آن می‌رفت که با تربیت و بهره‌گیری از سرمایه‌های بومی هر منطقه ظرفیت‌های موجود تقویت شده و چشم روشنی از توسعه بومی به وجود آید اما نگاه کهنه و فرسوده منسوخ گذشته و کم‌بینی‌ها و اختلاف افکنی‌های معمول از موانع جدی تحقق شرایط مطلوب بوده و هست.
 گام اول هویت‌یابی و احیای ارزش‌ها و قابلیت‌های سرزمینی هر خطه درک و شناخت منابع انسانی آن است برای همین مدیران غیربومی مهم‌ترین آفت چنین جوامعی ویژگی‌هایی دارند که بی‌ارتباط با استان همدان نیست.

1- اصل پروازی بودن مدیران غیر بومی:
 در هرحال مدیر غیربومی مقیم نیست و اسکان موقت و گاه به دور از خانواده‌ ایشان دغدغه و تشویش‌های روحی و روانی را موجب می‌شود که از حضور مستمر، ثبات رای و نظارت پیوسته او در محل کار مانع می‌گردد. مدیر غیر بومی به ناچار دائم در حال سفر میان مثلث خانه، کار و مرکز است بدین ترتیب او هیچ‌گاه فرصت کافی برای هیچ‌کدام از امور خویش نخواهد داشت.

 2- اصل عدم اشرافیت و شناخت از حوزه استحفاظی:
 مدیر غیربومی به لحاظ بعد فاصله از فرهنگ، آداب و رسوم و زبان محل ماموریت قادر به شناخت نیازها یا حداقل اولویت‌های حیاتی و غیر حیاتی منطقه ماموریتی نیست و برای همین گرفتار هزینه‌های زائد جهت جبران آن کاستی‌هاست، ارتزاق دولتمردان ایرانی از منابع خدادادی به جای مالیات و عوارض مردمی اساس گسست سیاسی را بنیان نهاده بنابراین استان‌های محروم و کمتر توسعه یافته با اقتصاد معیشتی دارای ویژگی‌ بیشتر در این موضوع هستند. عدم پاسخگویی در مقابل تصمیمات ناسنجیده و ناثواب را نیز به این ویژگی باید افزود.

 3- اصل باندبازی و خویشاوندسالاری:
 عدم اعتماد و شناخت سرمایه‌های بومی از سوی مدیر غیربومی رویکرد باندبازی و خویشاوندسالاری را به ارمغان می‌آورد. اصولاً مدیر غیربومی سرمایه‌ها و منابع انسانی فرهیخته را مزاحم، رقیب و آلترناتیو خود می‌پندارد، بنابراین راه مبارزه حذفی و سلبی شخصیت‌های بومی را پی می‌گیرد، متقابلاً جایگزین‌هایی چون افراد منفعل، دمدمی مزاج و غیر متخصص را بهترین گزینه‌های حلقه‌های تکمیلی باند و خویشان خود می‌سازد.

4- اصل گرایش به قدرت‌های امنیتی و اطلاعاتی:
 مدیر غیربومی با انتصاب نیروهای اطلاعاتی و امنیتی در پست‌های اجرایی سعی می‌کند تا خلاء وجه سودی و کارآمدی را با تطمیع و تهدید پرکند. او تسلیم منتقدین و مخالفین را بزرگ‌ترین موفقیت اقتدار خود تلقی می‌کند بنابراین سازمان و تشکیلات تک صدایی و تعریف و تمجید پر طمطراق رسانه‌ای از خصلت‌های منحصر به فرد مدیران غیر بومی است.

 5- اصل ریسک‌گریزی:
 اصولاً مدیریت یعنی قدرت ریسک. مدیر غیربومی به دلیل زودگذر بودن دوران مدیریت و تداوم روند موجود اهل آزمون و خطا نیست و خویشتن را اسیر تحول یا اصلاح امور نمی‌کند زیرا او معتقد است که وضعیت حاضر بهترین وضع ممکن و مطلوب است برای همین مماشات، سازش با وضع موجود برای بقا و استمرار مدیریت از اهداف مهم او به حساب می‌آید. تفاوت مهم مدیر انتصابی و انتخابی نیز شاید همین نکته باشد.

6- اصل مسئله داری:
 مهاجرت مدیر و غیر مدیر به جهت هویت یابی جدید یا هویت گریزی از گذشته است. این مشکل حاکی از دلایل مختلفی می‌تواند باشد. گاهی هم برای زدودن گرد و غبارهای تاریک از شناسنامه سیاه آدمی است و البته در اندیشه دینی برای فرار از ظلم ظالم و نوعی جهاد است ولی مدیران غیربومی باید بدانند اگر پزشک حاذقی بودند درد مردم و اقلیم خویش را مداوا می‌کردند نه با تحمل غربت درصدد شستن کارنامه ناموفق و پر مسئله خود بیافتند و بر سر دیگران خراب گردند.

 7- اصل گسست و پراکندگی اجتماعی در حوزه مدیران غیر بومی:
 مهاجرت پذیری و مهاجرت گریزی برای تخریب یکپارچگی و انجام اجتماعی گسترش حاشیه نشینی، رونق بزهکاری و جرایم اجتماعی از اصول بقای مدیریت غیر بومی است، چون او مقهور نمایش قدرت و اقدامات و برخورد زورمدارانه است.

 8- اصل تحرک تجسسی به جای تخصصی:
 تحرک افقی و عمومی منابع انسانی از اصول توسعه و جامعه شناسی سیاسی است لذا مدیر غیر بومی به جای تحرک تخصصی به جنبش‌های احساسی و عاطفی روی می‌کند زیرا او به شدت از رویارویی با اهل فکر و اندیشه نگران و بیمناک است. خصیصه‌های چاپلوسی، تملق و بله قربان‌گویی به مذاق او سازگارتر است. بنابراین رسانه‌ها، احزاب و گروه‌های سیاسی، دانشگاهیان و روحانیت در پیشگاه مدیر غیربومی ارج و قربی ندارند.

 9- اصل ناتوانی در کارهای زیربنایی:
 مدیر غیر بومی شیفته امور سطحی و روزمره است که در انظار عمومی جلوه کند و چشم‌ها را خیر نماید. متعاقب آن با هرگونه چشم‌انداز و افق بلند مدت که به نام دیگری تمام شود و زحمت او را مضاعف نماید وفاق ندارد و اصولاً اطرافیان و تیم مدیر غیربومی بر مبنای پیش‌تر گفته شده است و اگر متخصص هم در آن دستگاه باشد مقبولیت و جسارت ارائه نظر را نمی‌یابد.

 10- اصل مرکز محوری:
 مدیر غیربومی مقهور اراده بالا دست خویش است و هیچ گونه اختیاری از خویش ندارد. او تمام شوکت و عظمت کاری خود را مدیون مدیریت مافوق می‌داند بنابراین مشروعیت و مقبولیتش در گروی پذیرش مرکز است، پس بی چون و چرا تابع سیاست‌های اجرایی و ابلاغی است. به عبارتی طرح و اندیشه بومی‌سازی و سازگاری سیاست‌های ابلاغی با اقتضائات محیطی را پیش نمی‌برد.

 11- گفتمان زشت و ادبیات متکبرانه:
 مدیر غیربومی چون آداب و رسوم محل حوزه استحفاظی را نمی‌داند لذا با دیالوگ و ادبیات غیر متعارف و نامناسب و گاه متکبرانه با زیردست خود رفتار می‌کند. تصور ذهنی او از مردم نیازمندی و وابستگی به ایشان است نه خدمت‌گذاری و نوکری ولی‌ نعمت‌های واقعی که مردم هستند. او با خود فکر می‌کند که این اقلیم قحط الرجال بوده و برای همین وی را فرستاده‌اند تا آنها را با وظایف خویش آشنا کند و آنها را تعالی و رشد بخشد.

 12- اصل نفی شایسته‌سازی:
 آموزه‌های دینی و عقلی در باب مدیریت فارق از احساسات ناسیونالیستی را نشانه‌گذاری می‌کند. تاکید قرآن و تدبیر آدمی در انتخاب و انتصاب مدیران وجه شایستگی و کارآمدی آنهاست اما باید شرایط محیطی و سرزمینی احکام و اقتضائات زمانی را در نظر گرفت و سپس قضاوت کرد. ارزیابی عملکرد مدیران غیربومی با بومی در گذشته و حال بهترین مدرک و اعتبار قابل استناد در این باره می‌تواند باشد که صاحب نظران فرهیخته را به مطالعه و بررسی آن دعوت می‌کنیم.
 والسلام




:: مرتبط با: استان ,
به این مطلب رای دهید:

به این مطلب امتیاز دهید:    

ن : حسین رحیم بخش
ت : جمعه 11 فروردین 1391